از هر طرف

سعی میکنم تو این وبلاگ از هر زمینه ای صحبت کنم

از هر طرف

سعی میکنم تو این وبلاگ از هر زمینه ای صحبت کنم

زنجیره عشق

نیمه های شب بارانی خانم مسنی که ماشین مرسدس بنزش پنچر شده بود در یک جاده خلوت منتظر بود تا یکی کمکش کنه.بعد از مدت زیادی ایستادن جو که یک وانت قدیمی داشت نگه می داره و به خانم کمک میکنه تا لاستیک چرخارو عوض کنه.

بعد از تموم شدن کار خانم مسن رو به جو می کنه می گه که چطور می تونم این کمک را جبران کنم.جو جواب میده:کمک من هیچ بار منتی بر گردن شما نداره فقط شما هم نذارید زنجیر عشق پاره بشه.یعنی شما هم به یه نفر دیگه کمک کنید. بعد از خدا حافظی خانم مسن همش به فکر این بود که چطور میتونه به دیگران کمک کنه تا اینکه به یک رستورانی سر راهی میرسه داخل میشه و سفارش غذا میده.متوجه میشه که یک خانم جوان بار دار که احیانا به خاطر مشکلات مالی تا آخرین وقت شب کار می کرد خانم مسن یاد حرف جو می افته که نذاره زنجیر عشق پاره بشه بنابراین موقع رفتن بغیر از پول غذای سفارش داده شده یک اسکناس ۱۰۰ دلاری برای زن جوان می ذاره روی میز و با یک یادداشت روی دستمال کاغذی که خانم جوان تو بابت این ۱۰۰ دلاری به من مدیون نیستی فقط نذار این زنجیر عشق پاره بشه تو هم به دیگری کمک کن. خانم جوان خوشحال از این کمک آخر شب که به خونه می رسه بعد از اینکه به رختخواب میره ماجرارو برای همسرش تعریف میکنه ومیگه:جو عزیزم تمام مشکلات ما حل میشه فقط نباید بذاریم زنجیر عشق پاره بشه.بله دوستان این بار زنجیر عشق زود دور زد و بر گشت ولی شما وقتی به دیگران کمک می کنید انتظار نداشته باشید به این زودی بر گرده شما هم سعی کنید یک زنجیر عشق بسازید....

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد